المحقق الأردبيلي
698
حديقة الشيعة ( فارسى )
بدتر از كردن گناه است و گناهكار پشيمان را ، اميد بخشش است بخلاف مسرور به فعل بد كه آن استهزاء است و به كفر اقرب است . و از كلام معجز نظام آن حضرت است كه « من رضى بالقليل من الرزق رضى اللّه عنه بالقليل من العمل » « 1 » ؛ يعنى هر كه از حق تعالى راضى باشد به رزق كم و به آن شكر گويد ، حق تعالى از او راضى مىشود به عمل اندك و جزاى بسيارش مىدهد . و ايضا فرموده كه « من قنع بما قسم اللّه له فهو من أغنى النّاس » « 2 » ؛ يعنى هر كه قانع شود به چيزى كه حق تعالى نصيب و قسمت او نموده ، او غنىترين مردمان است . و از آن حضرت مروى است كه از رسول اللّه روايت فرمود كه آن حضرت فرموده كه « انتظار الفرج عبادة » « 3 » و مثل اين در كتاب « احتجاج » ابن بابويه « 4 » و در كتاب « قرب الاسناد » پدرش - على بن الحسين - نيز مسطور است و موجب اميدوارى تمام شيعيان اهل بيت است كه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله فرموده كه در آخر الزّمان جماعتى باشند كه انتظار فرج آل من مىكشيده باشند ثواب آنها با ثواب جمعى كه با من در بدر و احد همراهى كردند برابر است . نقش خاتم آن حضرت « و ما توفيقى الا باللّه » بوده و معاصر امام عليه السّلام از خلفاى بنى اميه ، مروان بن الحكم و عبد الملك بن مروان و وليد بن عبد الملك بودهاند و مناقب آن حضرت بسيار است و فضايل او بىشمار و « صحيفه كامله » بر قرب و منزلت او گواه بس است آن كس را كه فهم معانى او تواند كرد و به بلاغت او تواند رسيد .
--> ( 1 ) . تحف العقول ص 377 ؛ الكافى ج 2 ، ص 138 و كشف الغمة ج 2 ، ص 313 . ( 2 ) . تحف العقول ص 278 ؛ كشف الغمه ج 2 ، ص 314 . ( 3 ) . كشف الغمه ج 2 ، ص 313 . ( 4 ) . احتمال دارد همان كتاب « اكمال الدين » ابن بابويه باشد و اين حديث با مختصر تفاوت در ج 2 ، ص 647 « اكمال الدين » آمده است .